پرنیان و پانیاپرنیان و پانیا، تا این لحظه 5 سال و 9 ماه و 2 روز سن دارد

پروانه های زیبا پرنیان و پانیا

بدون عنوان

سلام دوستای گل و نازنینم میدونم که غیبتی طولانی داشتیم و شرمسارم که نتونستم بیام پیشتون و نظرات ارزشمند و مهربونیهاتون و جوابگو باشم. ولی باور کنین خیلی گرفتارم و عاشقتونم.. اگه دوس داشتین بیاین به آدرس پیج اینستا پرنیان و پانیا جون..اونجا همیشه سر میزنم و جوابگوی مهربونی هاتون هستم و دوباره از دیدنتون و نظراتتون خوشحال و مشعوف میشم.. دوستون دارم بیشتر از همیشه و دلم حسابی برا همتون تنگ شده..امیدوارم دوباره ببینمتون  آدرس پیج PARNIAN_PANIA ...
21 دی 1394

تابستانه شیرین تر از عسل

بعد از یک غیبت نسبتا طولانی دوباره فرصتی دست داد تا برگردم و وب خانم کوچولوهای نازنین و دوست داشتنی ام را آپ کنم. این روزها با وجود مشغله های بی حد و حساب مامان زهره و کودکان وروجک و سرشار از انرژی اش که فضای خانه را مانند بمب می ترکانند زمان زیادی برای انجام کارهای جانبی نمی ماند. اما من مادر همچنان بر سر عهد و پیمان خود برای ثبت خاطرات عزیزترینهایم پا بر جا هستم و هستم و هستم.... بعد از یک غیبت نسبتا طولانی دوباره فرصتی دست داد تا برگردم و وب خانم کوچولوهای نازنین و دوس داشتنی ام را آپ کنم. این روزها با وجود مشغله های بی حد و حساب مامان زهره و کودکان وروجک و سرشار از انرژی اش که فضای خانه را مانند بمب می ترکانند زمان زیادی برای انج...
12 شهريور 1394
1472 27 21 ادامه مطلب

گردش های بهاری

روزهای عطر آگین و رنگ رنگ اردیبهشت، این ماه زیبای سال برای دخترکان نازنینم همراه شده است با گردش های بهاری و تفریحات فرح بخش در دامان طبیعت و گل و بوستان های بازی.... کودکان نوپای 2 ساله کوچک من، امسال سهم خود را از درک ذوق و شادی و بازی بیشتر از سال پیش و پیشتر آن که نوزادی بیش نبوده اند گرفته اند و این خود شکرانه ای عظیم در برابر مهربانی و لطف پروردگارم بر گردن من مادر می گذارد.... خدا را شکر و سپاس که مدتی است روزانه های من مادر نظاره گر استقلال فکری و رفتاری دلبرکانم شده است. در چشم بر هم زدنی پرنیان دوس داشتنی را میبینم که در حال پوشیدن شلوار جین خود در وقت رفتن به بیرون از خانه است و کمی آن طرفتر پانیا دخترک شیرین تر از عسلم پاهای...
6 ارديبهشت 1394
1506 26 25 ادامه مطلب

بهار از راه رسید- سال نو و تعطیلات

ای خوشا آن نوبهار خرم نوشاد بلخ خاصه اکنون کز در بلخ اندرون آمد بهار هر درختی پرنیان چینی اندر سر کشید پرنیان خرد ، نقش سبز ، بوم لعلکار ارغوان بینی چو دست نیکوان پر دستبند شاخ گل بینی چو گوش نیکوان پر گوشوار باغ گردد گلپرست و راغ گردد لاله‌گون باد گردد مشکبوی و ابر، مروارید بار باغبان بر گرفته دل به ماه دی ز گل پر کند هر بامدادی از گل سوری کنار هر چه زیور بود نوروز نوآیین آن همه برد بر گلهای باغ و راغ نوروزی به کار از درون رشنه تا کهپایه‌های کرزوان سبزه از سبزه نبرد، لاله‌زار از لاله‌زار بیشه‌های کرزوان از لاله‌زار و شنبلید گاه چون بیجاده گردد، گاه چون زر عیار از فرا...
24 فروردين 1394
1439 21 10 ادامه مطلب

جشن تولد دوسالگی

جشن تولد بهانه های زندگیم... ریشه های وجودم... عروسک های نازنینم و دخترکان بی همتایم  پرنیان و پانیا امسال در دومین سالروز خود در تاریخ 19 اسفند 1393 و در آستانه بهار زیبای طبیعت ساعت 7 شب برگزار شد. تولدی با تم پرنسس و به رنگ صورتی با حضور دو پرنسس صورتی و عاشق یکدیگر....        جشن تولد بهانه های زندگیم... ریشه های وجودم... عروسک های نازنینم و دخترکان بی همتایم  پرنیان و پانیا امسال در دومین سالروز خود در تاریخ 19 اسفند 1393 و در آستانه بهار زیبای طبیعت ساعت 7 شب برگزار شد. تولدی با تم پرنسس و به رنگ صورتی با حضور دو پرنسس صورتی و عاشق یکدیگر....    ...
26 اسفند 1393
2566 49 35 ادامه مطلب

بیست و چهار ماهگیتون مبارک

دختران بی تکرارم عروسک های قشنگم دو ساله شدند. همیشه از گفته های بزرگترها در خاطرم هست که دو سالگی را سن از آب و گل درآمدن یک کودک در نظر میگیرند و من مادر امیدوارم زین پس روزهای بزرگی و بالندگی دلبرکانم را با اندکی بلوغ فکری و رفتاری بیشتر از پیش تجربه کنم. روزهایی که با استقلال بیشتر و وابستگی کمتر و البته احتیاط بیشتر و تعاملات بالاتر همراه باشد. استقلال در نیازهای روزانه که همراه باشد با استقلال در خوردن غذا و از پوشک گرفتن گام به گام عزیز ترینهایم و ....       این روزها ذوق عجیبی سراسر وجودم را در بر گرفته است و من هر لحظه  آینده را در واپسین روزهای سرد و برفین زمستانی تجسم میکنم. آری اسفند دوست دا...
18 اسفند 1393

بیست و سه ماهگیتون مبارک

نبات کوچولوهای خانه مان، دخترکان دلبندم، یک زمستان دیگر را هم به تماشا نشستند. زمستانی که چیز زیادی جز سرما برای تماشا نداشت. زمستانی که از نیمه هم گذشت و به قول آدم بزرگها چله های کوچک و بزرگش هم بدون برف و سپیدی آمدند و رفتند و آرزوی خوردن یک فنجان قهوه داغ و تماشای بارش مروارید های پشمکی که از آسمان زیبای خداوند بر زمین می نشینند و هیاهوی ساختن آدم برفی های دماغ هویجی و پرتاب گلوله های برف نشان با دستکش های کودکی را برایمان باقی گذاشتند. و به قول بزرگی این زمستان به جای برف، سرما پارو کردیم. و کماکان گلهای همیشه بهارم در حسرت دیدن آنچه نامش برف است و در دست آب میشود و پهن کردن بساط بی آلایش کودکی در دامان سپید برف.... و من خسته از ز...
2 اسفند 1393
1251 19 10 ادامه مطلب

بيست و دو ماهگيتون مبارک

باورش سخت است اما بیست و دو ماه شیرین سپری شد و مادر هر بار که در ذهن خود فلش بکی به عقب میزند با افتخار تمام خود را صاحب دو فرشته نازنین می داند و می پندارد که اندک اندک در آستانه نزدیک شدن به دومین سالروز میلاد گلهای همیشه بهارش باید به استقبال از روزهای نو بشتابد و خویش را برای مادرانگی های تازه آماده کند و این یعنی عاشقی...! این روزها با حیرت تمام از بالندگی و نبوغ ذهنی و فهمیده تر شدن لحظه به لحظه عزیزترینهایم انگشت حیرت به دهان می گیرم و هربار با خود می اندیشم که چگونه ممکن است اینچنین ....؟؟؟!!! روزها در پی هم سپری می شوند و زمان بی آنکه اجازه دهد چیزی از سپری شدنش بفهمیم ما را در خویش و روزمرگی هایمان غرقه می سازد و با خود به جل...
21 دی 1393
1388 21 10 ادامه مطلب

بیست و یک ماهگیتون مبارک

فندق کوچولوهای مامان، نخودچی های خوشمزه من، نبات خانما، نفس خانما، فنچولکهای زندگیمون 21 ماهه شدن. این روزها عجیب طراوت و شادمانگی از در و دیوار خانه مان می بارد و فریادهای کودکانه دلبرکان نازنین و عزیزم روح زندگی مان را صیقل میدهد. هر روز بالندگی و قد کشیدنتان ذوق مادرانه ای بس شیرین در جان من می ریزد و حس مادر بودن را در من قوت می بخشد. لذت عاشقی، بودن و زندگی در کنار پرنده های کوچک خوشبختی ام 630 روز زیبا، 630 طلوع دل انگیزدر سپیده دم، 630غروب زیبا در افق را برایمان رقم زد. دریغا که در پس این 630 روز شیرین برفین و بارانی و بهاری و داغ نقره گون شکرانه ای به هیبت مهربانی و لطف خالقش نداشتم که تقدیمش کنم. و ندانستم که این دو هدیه و نعمت بزر...
19 آذر 1393
2134 25 11 ادامه مطلب

بیست ماهگیتون مبارک

شیرین کاری های این روزهای دوقلوهای من مامان: نفس مامان کیه؟ پرنیان و پانیا: با اشاره دست و صدای رسا هر کی خودشو نشونه می گیره و میگه اینااااااااااا مامان: عشق مامان کیه؟ پرنیان و پانیا: اینااااااااااااااا با شنیدن صدای اذان یا موقع خوندن نماز توسط بقیه یه صلوات جانانه و ناز می فرستین البته با کمی تحریف! الا ممه ممد امممممد (با آهنگ صلوات)   مامان جونو چندتا دوس داری پانیا؟ پانیا نازدونه دستای کوچولوشو به وسعت شونه های ظریفش باز می کنه و با همه وجودش بزرگی دوس داشتنشو نشون میده. من فدای تو بشم کلوچه خوشمزه مامان   این روزا سعی م...
19 آبان 1393
1320 29 11 ادامه مطلب